تبليغاتX
اعترافات یک خشکه مقدس - موسيقي سنتي

متين و موقر دور ميز نشسته اند و ابدارچي هم پذيرايي ميكند.با وارد شدن هر استادي؛در جايم نيم خيز مي شوم.يعني خوش امديدوخسته نباشيد!!

تاچند دقيقه ديگرهمه بايد بروند سركلاسهايشان.

درقسمت خانمها پچ پچ شروع شده.

طوفاني در راه است!!!!

خانم استاد ش از جناب استاد م – زاده كه بتازگي از لندن تشريف اورده اند؛ سوال ميكند:به چه نوع موسيقي علاقه داريد؟

جناب استاد ،قاطع و كليشه اي ميگويد:سنتي و استاد شجريان .آقاي آواز ايران!!

مابقي اساتيد محترم كپي برداري ميكنند.انگار جلوي هيئت گزينش نشسته اند.

از ترس است ياعقيده اشان را گفته اند و يا اينكه ميداند حواله هاي حج اساتيد در دست من است!!!نمي دانم.

خانم استاد ش مرا به چالش مي كشد.

ميگويم:موزيك غربي شاد و هيجان آوره.سازهاي موسيقي سنتي فاقد اين خصوصيات هستن.

كسي چيزي نمي گويد.وسايلشان را جمع مي كنند و ميروند به طرف كلاسهايشان.طاعون آمده!!

اتاق اساتيد خالي شده وسكوت مرگ آوري جايگزين .

خانم دكتر م  با سرعت به اتاق برمي گردد.قبل از اينكه نيم خيز شوم خودش رابه ميزم مي رساند.حدود شرعي را زير پا مي گذارد.لباهايش را به گوشم نزديك مي كند؛خيلي نزديك.

با لحن باورنكردني مي گويد:دمت گرم خشكه مقدس!!خوشم اومد از مرامت!! ايول.!!!منم ازالويس خوشم مياد ولي جرات گفتنش رو نداشتم.

با سرعت ازاتاق خارج مي شود و بوي عطرش ريه هايم را پر مي كند.

مانده ام حواله حج رو با چه رويي بهش بدم.!!؟؟

+ نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388ساعت 21:51 توسط خشکه مقدس |